عضویت در کانال تلگرام جدیدترین اخبار را در تلگرام دنبال کنید
عضویت

چرا کودکانمان را در اضطراب آینده گم کرده‌ایم؟

در مسیر ساختن آینده‌ای امن برای کودکان، «اکنون» آن‌ها را گم کرده‌ایم. بازگشت به ریشه‌ها و احترام به زمان حال، کلید تربیت سالم است.

در شتابِ ساختن فردا، «امروزِ» کودکان را فراموش کرده‌ایم؟
عصرِ یک روز پاییزی، پشت در کلاس‌های زبان یا موسسات استعدادیابی، چهره‌ی والدینی را می‌بینیم که خسته از کار روزانه، با عشق و نگرانی منتظر کودکان ۴ یا ۵ ساله‌ی خود نشسته‌اند. اگر پای درددل‌هایشان بنشینیم، هیچ‌کس نیتِ بدی ندارد؛ همه از دغدغه‌ای عمیق برای آینده‌ای مبهم سخن می‌گویند. اما در میان این تلاش‌های عاشقانه، پرسشی حیاتی مطرح می‌شود: آیا ما در مسیر ساختنِ «آینده» برای کودکانمان، ناخواسته «اکنونِ» آن‌ها را از دست نمی‌دهیم؟

اضطراب جمعی و کودکی‌هایی که زود بزرگ می‌شوند
امروزه در بخش بزرگی از طبقه متوسط، نوعی نگاه به تربیت شکل گرفته که می‌توان آن را «تربیت برای فردایی دیگر» نامید. هیچ والد و هیچ نهاد آموزشی‌ای در این میان مقصرِ مطلق نیست؛ این بازتابِ یک اضطراب جمعی است. ما از سرِ دلسوزی، تقویمِ روزانه کودک را با کلاس‌های متعدد پر می‌کنیم تا رزومه‌اش از همان خردسالی برای روز مبادا آماده باشد. اما این رویکرد، بارِ روانیِ سنگینی بر شانه‌های نحیفِ کودک می‌گذارد. کودکی که هنوز زبان مادری، قصه‌های سرزمینش و طبیعتِ اطرافش را به خوبی کشف نکرده، درگیرِ یادگیریِ نمادها و مهارت‌هایی برای سرزمینی دیگر و زمانی دیگر می‌شود. در این فضا، کودک دیگر فرصت نمی‌کند کودکی کند و تبدیل به یک «پروژه» می‌شود که باید به ثمر بنشیند.

ریشه‌ها پیش از بال‌ها
تمثیلی معروف می‌گوید باید به کودکان دو چیز بدهیم: ریشه و بال. نگرانی از آینده باعث شده تا تمام تمرکزمان را بر دادنِ «بال» (مهارت‌های زبانی، رزومه تحصیلی و آمادگی برای رفتن) بگذاریم و از «ریشه» غافل شویم. ریشه یعنی پیوند با خاک، با فرهنگ، با خانواده و با محیطِ زیستِ اکنونِ کودک. درختی که ریشه‌های عمیقی در خاکِ خود ندوانده باشد، حتی اگر شاخ و برگِ زیبایی پیدا کند، با اولین طوفانِ بحران‌های هویتی در نوجوانی یا جوانی آسیب می‌بیند. کودکانی که بدون حسِ تعلق به محیطِ پیرامونشان بزرگ می‌شوند، بعدها در هر کجای جهان که باشند، ممکن است احساس بی‌ریشگی را تجربه کنند.

بازگشت به «زمانِ حال»؛ کودکان در همین لحظه کامل هستند
کودکان، برخلاف ما بزرگسالان، در «زمانِ حال» زندگی می‌کنند. آن‌ها با بازی آزاد، با لمسِ خاک و آب، و با خیال‌پردازی‌های بی‌هدف است که جهان را می‌فهمند و سیستم عصبیِ خود را تنظیم می‌کنند. وقتی ما اضطرابِ فردای خودمان را به دنیای امروزِ آن‌ها تزریق می‌کنیم، صلحِ درونیِ آن‌ها را برهم می‌زنیم. مدرسه و خانه نباید پادگانی برای آماده‌سازیِ یک ماراتنِ طولانی و پرفشار باشند. آموزش و پرورشِ واقعی، بر پایه «اعتماد فعال» بنا می‌شود؛ اعتماد به اینکه اگر کودک امروز در محیطی سرشار از آرامش، احترام و غنی از تجربه‌های حسی رشد کند، فردا خودش تواناییِ انتخابِ مسیرِ زندگی‌اش را خواهد داشت.

احترام به حقِ انتخاب؛ زیباترین هدیه به کودکان
شاید زیباترین هدیه‌ای که می‌توانیم به کودکانمان بدهیم، این است که شتاب‌زدگی را کنار بگذاریم. بیایید بپذیریم که دلهره‌های ما برای آینده، هرچند برآمده از عشقی خالصانه است، اما نباید حقِ زیستن در «اکنون» را از کودک بگیرد. بگذاریم کودکانمان ابتدا در بسترِ فرهنگی و طبیعیِ خودشان ریشه بدوانند، قد بکشند و جهانِ پیرامونشان را بشناسند. اگر روزی در جوانی تصمیم به رفتن گرفتند، این مهاجرت باید انتخابِ آگاهانه‌ی انسانی باشد که هویتش شکل گرفته و جهان را می‌شناسد، نه ماموریتی نانوشته که ما از خردسالی در کوله‌پشتیِ مهدکودکِ او قرار داده‌ایم. کودکان ما حق دارند پیش از آنکه شهروندِ جهان شوند، شهروندِ کودکیِ خود باشند.

خلاصه خبر در یک نگاه
اضطراب جمعی برای آینده، والدین را به سمت تجهیز حداکثری کودکان از خردسالی سوق داده است. این رویکرد، کودکی را به پروژه‌ای برای موفقیت در آینده تبدیل می‌کند و فرصت زیستن در «اکنون» را از کودکان می‌گیرد. کارشناسان تأکید دارند که پیش از دادن «بال» برای رفتن، باید «ریشه»های فرهنگی و هویتی کودک را تقویت کرد. بازگشت به بازی آزاد، محیط آرام و احترام به زمان حال، می‌تواند به تربیت سالم‌تر و کاهش اضطراب جمعی کمک کند.

نوبت شماست
آیا شما هم احساس می‌کنید که کودکان امروز فرصت کافی برای کودکی کردن ندارند؟ تجربه شما از مواجهه با این فشارهای آموزشی بر فرزندتان چیست؟ به نظر شما تعادل بین آماده‌سازی برای آینده و حفظ کودکی چگونه ممکن است؟ نظرات و تجربیات خود را در بخش کامنت‌ها با ما و سایر والدین به اشتراک بگذارید.

 

اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات