عضویت در کانال تلگرام جدیدترین اخبار را در تلگرام دنبال کنید
عضویت

سهم صفر مدارس دولتی عادی در رتبه‌های برتر کنکور / پشت پرده آمار رشد سهم دولتی‌ها

پرسش و پاسخ فرهنگیان به همکارت کمک کن یا سؤال خودت رو از بقیه بپرس.
ورود به پرسش و پاسخ

با وجود قرار گرفتن مدارس خاص مانند سمپاد، نمونه دولتی، شاهد و مدارس خاصی مانند البرز در دسته مدارس دولتی، سهم مدارس دولتی عادی در رتبه‌های برتر کنکور همچنان صفر است. این در حالی است که برخی تحلیل‌ها با استناد به افزایش سهم مدارس خاص دولتی، از بهبود عدالت آموزشی سخن می‌گویند؛ رویکردی که به گفته کارشناسان می‌تواند نوعی دلخوشی آماری و امید کاذب ایجاد کند.

مدارس دولتی خاص؛ تفاوتی که در آمار دیده نمی‌شود
هر سال با اعلام نتایج کنکور و انتشار اسامی رتبه‌های برتر، مسئله سهم مدارس دولتی و میزان تحقق عدالت آموزشی دوباره مورد توجه قرار می‌گیرد. با این حال، نحوه دسته‌بندی مدارس در آموزش‌وپرورش تصویری متفاوت از واقعیت در کف میدان ارائه می‌دهد.
در سال‌های اخیر با استناد به اینکه مدارس سمپاد، نمونه دولتی، شاهد و حتی دبیرستان ماندگار البرز از نظر ساختار اداری در زمره مدارس دولتی قرار می‌گیرند، این موضوع مرتب تکرار می‌شود که سهم مدارس دولتی در میان رتبه‌های برتر کنکور افزایش یافته و بنابراین وضعیت عدالت آموزشی چندان نگران‌کننده نیست.

تفاوت مدارس دولتی خاص با مدارس دولتی عادی
اما مسئله اصلی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود که مدرسه دولتی خاص به معنای مدرسه دولتی عادی نیست. مدارس سمپاد، نمونه دولتی، شاهد و مدارس خاصی مانند البرز، اگرچه از نظر مالکیت یا ساختار اداری دولتی محسوب می‌شوند، اما در فرایند جذب دانش‌آموز، کیفیت و نحوه تأمین نیروی انسانی، برنامه‌های آموزشی و پرورشی، امکانات و فضای رقابتی با مدارس دولتی عادی تفاوت‌های جدی دارند.
بسیاری از این مدارس با آزمون یا سازوکارهای گزینشی، دانش‌آموزان مستعدتر را جذب می‌کنند و از معلمان توانمندتر، برنامه‌های آموزشی ویژه و امکاناتی برخوردارند که لزوماً در مدارس دولتی عادی در دسترس نیست. بنابراین قرار دادن همه این مدارس در یک عنوان کلی به نام مدارس دولتی می‌تواند موجب شود مسئله اصلی در تحلیل نتایج کنکور دیده نشود؛ یعنی اینکه دانش‌آموزانی که در مدارس دولتی عادی تحصیل می‌کنند ـ در حالی که بخش بزرگی از جمعیت دانش‌آموزی کشور را تشکیل می‌دهند ـ چه سهمی از رتبه‌های برتر دارند؟

دلخوشی آماری و امید کاذب
این نوع نگاه حتی در میان برخی مسئولان آموزش‌وپرورش نیز دیده می‌شود؛ به این معنا که افزایش سهم مدارس خاص دولتی در میان رتبه‌های برتر به‌عنوان افزایش سهم مدارس دولتی مطرح می‌شود. در حالی که چنین تفسیری می‌تواند نوعی دلخوشی آماری و امید کاذب ایجاد کند؛ چراکه به جای تمرکز بر ارتقای کیفیت مدارس دولتی عادی، موفقیت مدارس خاص را به‌عنوان نشانه‌ای از بهبود وضعیت کل مدارس دولتی تلقی می‌کنند.
تداوم این رویکرد، این نگرانی را ایجاد می‌کند که برنامه‌ریزی‌ها همچنان به سمت تقویت و گسترش مدارس خاص و جذب دانش‌آموزان مستعد در این مدارس پیش برود و در مقابل، مدارس دولتی عادی که اکثریت دانش‌آموزان کشور را در خود جای داده‌اند، بیش از گذشته به حاشیه رانده شوند.

گفت‌وگو با پژوهشگر حوزه آموزش‌وپرورش
در این رابطه با حجت‌الله بنیادی، استاد دانشگاه فرهنگیان و پژوهشگر حوزه آموزش‌وپرورش گفت‌وگویی داشتیم که مشروح آن در ادامه آمده است.

آیا سهم بالای مدارس خاص نشانه نابرابری آموزشی است؟
بنیادی در پاسخ به این پرسش که با توجه به نتایج کنکور و سهم بالای مدارس خاص و غیردولتی در میان رتبه‌های برتر، آیا می‌توان این وضعیت را نشانه‌ای از نابرابری آموزشی دانست، گفت: در تحلیل نتایج کنکور یکی از موضوعات مهم، فهم درست از مفهوم عدالت آموزشی است. برخی افراد با این استدلال که دانش‌آموزان مدارس سمپاد برترین استعدادها را در اختیار دارند، تلاش می‌کنند سهم بالای این مدارس در میان رتبه‌های برتر را طبیعی جلوه دهند. در حالی که مسئله اصلی این نیست که چرا دانش‌آموزان مدارس خاص مانند استعدادهای درخشان، نمونه دولتی، هیأت امنایی و شاهد سهم بیشتری در قبولی‌ها و رتبه‌های برتر دارند؛ بلکه باید پرسید چرا همه دانش‌آموزان مستعد کشور به این فرصت‌ها دسترسی ندارند.
وی افزود: مسئله اصلی، نحوه توزیع مدارس خاص و دسترسی دانش‌آموزان مناطق مختلف کشور به این مدارس است. این مدارس عمدتاً در تهران، مراکز استان‌ها و شهرهای بزرگ متمرکز هستند و در بسیاری از مناطق کشور، دانش‌آموزانی که از نظر استعداد، توانایی علمی و قابلیت‌های فردی در سطح دانش‌آموزان این مدارس یا حتی بالاتر از آنها هستند، از چنین فرصت‌هایی محروم‌اند.

فاصله هزار مدرسه‌ای با توزیع عادلانه سمپاد
بنیادی در پاسخ به پرسشی درباره تصویر توزیع مدارس سمپاد گفت: در کشور حدود ۴۸۴ شهرستان با ساختار اداری و فرمانداری وجود دارد. اگر قرار باشد مدارس سمپاد از منظر عدالت جغرافیایی و بر اساس تقسیمات کشوری توزیع شوند، می‌توان انتظار داشت در هر شهرستان حداقل چهار مدرسه سمپاد وجود داشته باشد. بر این اساس تعداد مدارس سمپاد باید به حدود هزار و ۹۳۶ مدرسه برسد.
وی افزود: تعداد مدارس سمپاد در سال ۱۴۰۴ حدود ۷۵۰ مدرسه بوده و اگر با فرض خوش‌بینانه تعداد آنها را در سال ۱۴۰۵ حدود ۸۰۰ مدرسه در نظر بگیریم، از این منظر حدود هزار و ۱۳۶ مدرسه با این برآورد فاصله داریم. البته مسئله فقط تعداد مدارس نیست، بلکه موضوع مهم‌تر دسترسی دانش‌آموزان مستعد در مناطق مختلف کشور به فرصت‌های آموزشی باکیفیت است.

طرح شهاب و ضرورت انتشار گزارش عملکرد
این پژوهشگر حوزه آموزش‌وپرورش درباره طرح شهاب گفت: یکی دیگر از موضوعات قابل بررسی، وضعیت دانش‌آموزان تحت پوشش طرح شهاب یعنی طرح شناسایی و هدایت استعدادهای برتر است. تاکنون گزارش شفاف و قابل اتکایی درباره میزان موفقیت دانش‌آموزان تحت پوشش این طرح در کنکور و المپیادهای علمی منتشر نشده است.
وی تأکید کرد: اگر قرار است کشور درباره شناسایی استعدادهای برتر سیاست‌گذاری کند، باید مشخص باشد این سیاست‌ها چه خروجی‌ای داشته‌اند و دانش‌آموزان شناسایی‌شده در سال‌های بعد چه عملکردی داشته‌اند.

برتری در رتبه‌ها؛ نتیجه استعداد یا تفاوت امکانات؟
بنیادی در پاسخ به این استدلال که دانش‌آموزان سمپاد از ابتدا از میان دانش‌آموزان مستعدتر انتخاب می‌شوند و بنابراین طبیعی است که سهم بیشتری در رتبه‌های برتر داشته باشند، گفت: مسئله دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. این مدارس از طریق آزمون، شبه‌آزمون و شاخص‌های خاص، دانش‌آموزان مستعدتر را در شهر یا منطقه محل استقرار خود انتخاب می‌کنند. بنابراین وقتی دانش‌آموزان از ابتدا براساس برخی شاخص‌ها غربال می‌شوند و سپس امکانات، معلمان، منابع آموزشی و فرصت‌های بیشتری در اختیار آنها قرار می‌گیرد، نمی‌توان خروجی نهایی را صرفاً به استعداد اولیه دانش‌آموز نسبت داد.
وی افزود: باید پرسید دانش‌آموز مستعدی که در یک روستا، منطقه محروم یا شهر کوچک زندگی می‌کند و اساساً به چنین مدرسه‌ای دسترسی ندارد، چه فرصتی برای رقابت دارد؟

تفاوت در تأمین منابع و نیروی انسانی
بنیادی با اشاره به تفاوت‌های مدارس خاص با مدارس دولتی عادی گفت: یکی از تفاوت‌های مهم مدارس خاص با مدارس دولتی عادی در نحوه تأمین منابع و امکانات است. مدارس خاص از امکانات و ظرفیت‌هایی برخوردارند که در بسیاری از مدارس عادی دولتی وجود ندارد. موضوع نیروی انسانی نیز قابل توجه است؛ اختصاص معلمان توانمندتر، اختیارات بیشتر در جذب و به‌کارگیری نیروی انسانی و پرداخت‌های انگیزشی از جمله تفاوت‌هایی است که باید مورد بررسی قرار گیرد.
وی افزود: حتی دستورالعملی که براساس آن معلمان مدارس سمپاد باید بخشی از ساعات تدریس خود را در مدارس عادی دولتی سپری کنند، نشان می‌دهد که این مدارس از ظرفیت نیروی انسانی متفاوتی برخوردارند.
این پژوهشگر حوزه آموزش‌وپرورش ادامه داد: از سوی دیگر، ساختمان، تجهیزات، امکانات آموزشی و دسترسی به منابع و سامانه‌های آموزشی نیز باید مورد مقایسه قرار گیرد. یک بررسی ساده نشان می‌دهد بسیاری از این مدارس از ظرفیت‌های اختصاصی برای اطلاع‌رسانی، ارائه محتوای آموزشی و نمونه سؤالات برخوردارند، در حالی که مدارس عادی دولتی با محدودیت‌های بیشتری مواجه هستند.

۶۵۰ هزار دانش‌آموز چندپایه در مقابل ۱۳۰ هزار دانش‌آموز سمپاد
بنیادی با اشاره به آمار دانش‌آموزان گفت: بیش از ۶۵۰ هزار دانش‌آموز در مناطق روستایی و محروم در کلاس‌های چندپایه تحصیل می‌کنند و در بسیاری از این مناطق، دسترسی به معلم و امکانات آموزشی محدود است. در نقطه مقابل، بخش قابل توجهی از امکانات و فرصت‌های آموزشی در اختیار حدود ۱۳۰ هزار دانش‌آموز سمپاد قرار دارد. در چنین شرایطی باید پرسید سهم دانش‌آموزان مدارس چندپایه، مدارس شبانه‌روزی و روستاهای محروم در میان رتبه‌های برتر کنکور چقدر است؟ وقتی دانش‌آموزی از ابتدا به امکانات آموزشی متفاوتی دسترسی دارد، نمی‌توان نتیجه نهایی را صرفاً به استعداد و تلاش فردی او نسبت داد.

تأثیر پرداخت‌های مالی بر انگیزه معلمان
بنیادی در پاسخ به این پرسش که آیا موضوع فقط به امکانات مدارس خاص محدود می‌شود، گفت: خیر. موضوع مهم دیگر، انگیزه و شرایط کاری معلمان است. پرداخت‌های مالی و انگیزشی می‌تواند بر عملکرد و انگیزه افراد تأثیر بگذارد. وقتی یک معلم در مدرسه‌ای از امکانات، حمایت‌ها و پرداخت‌های انگیزشی بیشتری برخوردار باشد، طبیعی است که شرایط کاری متفاوتی نسبت به مدرسه‌ای داشته باشد که با محدودیت منابع مواجه است.
وی افزود: بنابراین اگر یک معلم همزمان در مدرسه عادی دولتی و مدرسه سمپاد فعالیت کند، باید تفاوت شرایط کاری، امکانات و انگیزه‌های موجود در این دو محیط را نیز در تحلیل نتایج آموزشی مورد توجه قرار داد.

سهم مدارس غیردولتی در نتایج کنکور
بنیادی درباره سهم مدارس غیردولتی در نتایج کنکور گفت: در مدارس غیردولتی به‌ویژه مدارسی که شهریه‌های بالاتری دریافت می‌کنند، بخشی از این عوامل وجود دارد. این مدارس علاوه بر توان مالی خانواده‌ها، در مواردی توانایی علمی و استعداد دانش‌آموزان را نیز در انتخاب آنها مورد توجه قرار می‌دهند.
وی افزود: از نظر نیروی انسانی نیز معمولاً تلاش می‌کنند بهترین معلمان را از میان معلمان شاغل، بازنشسته و نیروهای آزاد جذب کنند و پرداخت آنها به معلمان کنکوری نیز می‌تواند با مدارس عادی تفاوت قابل توجهی داشته باشد. دسترسی به سامانه‌های آموزشی و تمرکز بیشتر بر آمادگی کنکور نیز از دیگر تفاوت‌های این مدارس است.

جداسازی دانش‌آموزان بر اساس طبقه و جغرافیا
بنیادی در پاسخ به این پرسش که آیا ساختار فعلی مدارس خاص باعث ایجاد نوعی مرزبندی میان دانش‌آموزان شده است، گفت: حاصل سیاست‌گذاری‌های نادرست چند دهه اخیر، ایجاد مرزبندی‌هایی میان دانش‌آموزان بر اساس محل جغرافیایی زندگی، بضاعت مالی و حتی جایگاه اجتماعی و شغلی خانواده‌ها بوده است. آموزش‌وپرورش بدون توجه کافی به استعداد واقعی همه دانش‌آموزان، از طریق آزمون‌هایی که موفقیت در آنها خود می‌تواند تحت تأثیر محل سکونت و توان مالی خانواده قرار داشته باشد، بخشی از امکانات عمومی را در قالب مدارس خاص در اختیار گروه محدودی از دانش‌آموزان قرار می‌دهد.
وی تأکید کرد: اساساً تقسیم‌بندی دانش‌آموزان در مدارس خاص با ملاک‌هایی مانند استعداد برتر یا استعداد درخشان را باید مورد بازنگری جدی قرار داد. آنچه موجب پیشرفت جامعه می‌شود، فراهم کردن شرایط شکوفایی استعداد همه دانش‌آموزان در کنار یکدیگر و برای یکدیگر است.
بنیادی افزود: دانش‌آموز مستعد، دانش‌آموزی است که استعداد و توانایی او علاوه بر پیشرفت فردی، به رشد همکلاسی‌ها، مدرسه و جامعه نیز کمک کند. اگر نظام آموزشی صرفاً بر رقابت فردی و کسب رتبه متمرکز شود، ممکن است از هدف اصلی تعلیم و تربیت فاصله بگیریم.

ضرورت تقویت مدارس دولتی به جای توسعه سمپاد
بنیادی در پاسخ به این پرسش که راهکار کاهش این شکاف چیست و آیا باید مدارس خاص حذف شوند، گفت: به اعتقاد من، اصل بر این است که مدارس متنوع با عناوین مختلف تا حد امکان جای خود را به یک نظام آموزشی توانمند بدهند که در آن معلم و مدرسه به اندازه‌ای تقویت شده باشند که بتوانند به نیازهای متفاوت دانش‌آموزان با سطوح و انواع مختلف استعداد پاسخ دهند.
وی افزود: اگر دانش‌آموزان در یک محیط آموزشی مشترک با فرصت‌های عادلانه و دسترسی مناسب به معلم، امکانات و منابع آموزشی تحصیل کنند، می‌توان زمینه شکوفایی استعدادها را فراهم کرد؛ به‌گونه‌ای که رقابت نیز به جای رقابتی صرفاً فردی، به رقابتی سالم و سازنده تبدیل شود.
بنیادی تأکید کرد: مدارس سمپاد باید حذف یا گسترش آنها متوقف شود و در مقابل، هر مدرسه دولتی عادی به‌گونه‌ای تقویت و توانمند شود که بتواند به انواع استعدادهای دانش‌آموزان توجه کند و برای رشد و شکوفایی استعداد همه دانش‌آموزان در کنار یکدیگر برنامه‌ریزی داشته باشد؛ به‌گونه‌ای که دانش‌آموزان از یکدیگر یاد بگیرند و در فضایی مبتنی بر رقابت سازنده، مسیر پیشرفت را طی کنند.
وی در پایان گفت: اختصاص اعتبارات دولتی بیشتر به مدارس سمپاد در حالی که این مدارس برخلاف قانون اساسی از دانش‌آموزان شهریه نیز دریافت می‌کنند و همزمان دانش‌آموزان فقیر در روستاها و حاشیه شهرها از حداقل امکانات آموزشی به‌درستی برخوردار نیستند، به ایجاد نابرابری و شکاف بزرگ آموزشی منجر می‌شود.

 

پرسش و پاسخ فرهنگیان به همکارت کمک کن یا سؤال خودت رو از بقیه بپرس.
ورود به پرسش و پاسخ
اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات