عضویت در کانال تلگرام جدیدترین اخبار را در تلگرام دنبال کنید
عضویت

ثبت «کتک‌خورترین دانش‌آموز» در گینس؛ روایتی از نسلی که با درد تربیت شد

روایتی دردناک و تلخ از نسلی که در مدارس زیر تازیانه تنبیه رشد کرد؛ از زخم‌های جسمی تا تاول‌های روانی که هنوز در جانشان تازه است.

✍️ یادداشت از مهدی محمدی کلاسر
در شبی بی‌خواب، نویسنده با مرور خبری از تنبیه بدنی دانش‌آموزی در قزوین، به خاطرات مدرسه بازمی‌گردد؛ روزهایی که کتک، بخشی از آموزش بود و درد، زبان تربیت.

💥 مدرسه‌ای که بوی ترس می‌داد
نویسنده روایت می‌کند از روزهایی که ترکه و کابل برق در دستان معلم، بخشی از روزمره‌ی کلاس بود.
کودکانی که پیش از آمدن ناظم، دست‌های خود را آماده‌ی ضربه می‌کردند و در دل می‌گفتند:

«من کتک می‌خورم، پس هستم!»

در یکی از خاطرات، معلمی در واکنش به شوخی مبصر، لگدی چنان سنگین بر پیکر او می‌زند که از کلاس به بیرون پرتاب می‌شود. تصویری که هنوز در ذهن راوی زنده است.

👊 کتک، نان روزانه‌ی نسل دیروز
در آن روزگار، کتک‌خوردن بخشی طبیعی از آموزش بود.
نه قانونی بازدارنده وجود داشت، نه والدینی معترض بودند؛ گاه حتی پدران، امتداد دست معلمان می‌شدند.
دانش‌آموزانی که اختلال یادگیری داشتند، با «سیلی» تربیت می‌شدند و نه با آموزش.

🕳️ زخم‌هایی که هنوز می‌سوزند
محمدی می‌نویسد:

«ما نسل کتک‌خورده‌ایم، نه نسل سوخته. هنوز زخم‌هایمان را می‌لیسیم بی‌آنکه بدانیم کتک امروزمان چیست.»

او می‌پرسد: آیا امروز نیز زیر تازیانه‌های نامرئی جامعه، اقتصاد یا سیاست کتک نمی‌خوریم؟
و آیا زخم‌های ما چنان کهنه نشده که دیگر دردشان را حس نکنیم؟

🧠 تأملی بر آموزش و پرورش
نویسنده نظام آموزشی را «کشتی شکسته‌ای در طوفان ناکارآمدی» می‌خواند و خواستار مدیری آگاه و ماندگار می‌شود که ریشه خشونت را بخشکاند.
به باور او، تنها با نگاه عمیق و ماندگار می‌توان این چرخه‌ی تاریخی خشونت را متوقف کرد.

💬 پیامی به نسل‌های جدید
او خطاب به نسل‌های «زِد» و «آلفا» می‌نویسد:

«ما را در آینه‌ی خود ببینید؛ اگر میان ما و شما دیواری از بی‌فهمی کشیده شده، ریشه‌اش در همان زخم‌های کهنه‌ی ماست.»

🕯️ پایان باز
در پایان، نویسنده خود را «کتک‌خورده‌ترین دانش‌آموز تاریخ» می‌خواند؛ نمادی از نسلی که درد را تجربه کرد تا شاید نسل بعد، آن را فقط بخواند نه زندگی کند.

اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات