کارشناسان: شبکههای اجتماعی نسل زد را مضطرب و غمگین کرده است

برنامه «سایه روشن» رادیو گفتوگو به بررسی نسل زد پرداخت. بر اساس تحقیقات بینالمللی، این نسل (متولدین ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۱) به دلیل استفاده گسترده و مدیریتنشده از شبکههای اجتماعی، به عنوان نسلی غمگین و مضطرب شناخته میشود. کارشناسان خواستار بازطراحی نظام آموزشی و نگاه پیشبینیکننده به نیازهای این نسل شدند.
ویژگیها و ریشههای اضطراب نسل زد
در این برنامه، محمدتقی تاجیک، کارشناس حوزه فناوری اطلاعات، ویژگیهای این نسل را برشمرد: عجین شدن کامل با فضای مجازی، کاهش توجه به سرگرمیهای دیگر مانند کتاب و دریافت حجم عظیم اطلاعات مدیریتنشده. وی توضیح داد که این جریان، همراه با نگرانیهای اقتصادی و اجتماعی، اضطراب ایجاد میکند و حتی مغز را در تشخیص درست از غلط دچار مشکل میسازد. به گفته او، جذابیت محتوای مجازی و فقدان تعاملات اجتماعی واقعی، این وابستگی را تشدید کرده است.
نقش و برنامههای مجلس شورای اسلامی
به نوشته اخبار فرهنگیان، علی خزایی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، با تأیید تأثیر عمیق فضای مجازی بر سبک زندگی نوجوانان، از اقدامات مجلس در این حوزه خبر داد. وی گفت بزرگترین اقدام، بررسی هوش مصنوعی و بومیسازی محصولات آن است تا جهت حرکت کشور مشخص شود. خزایی بر ضرورت تمرکز بر مدرسه و کلاس درس برای تربیت مفید این نسل و همچنین توجه به معیشت معلمان به عنوان شرط موفقیت هر برنامهای تأکید کرد. وی نگاه انفعالی برخی تصمیمسازان را رد کرد و گفت با هماهنگی میتوان از مشکلات عبور کرد.
ضرورت بازنگری در نظام آموزشی و ریلگذاری تمدنی
تاجیک با استقبال از نگاه مجلس، خواستار بازطراحی ساختار آموزشی بر اساس نیازهای نسل زد شد و گفت چیدمان سنتی کلاسها پاسخگو نیست و باید سرعت تغییرات افزایش یابد تا امکانات هوشمند به خدمت گرفته شوند و روح تعاملی این نسل خدشهدار نشود.
خزایی در پایان بر لزوم ریلگذاری تمدنی و پیشبینی نیازهای ۵۰ تا ۱۰۰ سال آیانه تأکید کرد و گفت تمام نهادهای فرهنگی و آموزشی باید از نگاه پدافندی و پیشبینیکننده به نیازهای نسل جدید عمل کنند. موفقیت کشورهای پیشرو نشان میدهد این مسیر برای ایران نیز امکانپذیر است.
جمعبندی: نسل در میانه فرصت و تهدید
این گزارش تصویری دوگانه ارائه میدهد: نسل زد از یک سو با دسترسی بیسابقه به اطلاعات و فناوری مواجه است و از سوی دیگر زیر آوار محتوای مدیریتنشده و تعاملات مجازی ناقص، غمگین و مضطرب شده است. خروجی برنامه، نه ناامیدی، بلکه ضرورت اقدام هماهنگ نهادها به ویژه در حوزه آموزش و پرورش برای تبدیل این تهدید به فرصت است.

