عضویت در کانال تلگرام جدیدترین اخبار را در تلگرام دنبال کنید
عضویت

مدیر اسبق صندوق بازنشستگی: برای مدیرعاملی شرکت، ۳۰۰ میلیارد رشوه پیشنهاد شد

وحید محمودی، مدیرعامل اسبق صندوق بازنشستگی کشوری، فاش کرد در زمان مدیریت او، فردی با پیشنهاد رشوه ۳۰۰ میلیارد تومانی (۱۰۰ میلیارد در سال اول و ۲۰۰ میلیارد در سال‌های بعد) خواستار تصاحب مدیرعاملی یکی از شرکت‌های وابسته به این صندوق شده بود. این روایت، تصویری نگران‌کننده از حکمرانی معیوب و بحران ساختاری در صندوق‌های بازنشستگی ارائه می‌دهد.

جزئیات پیشنهاد رشوه و تحلیل مدیر اسبق
به نوشته اخبار فرهنگیان، محمودی در گفت‌وگو با فارس شرح داد که این فرد از طریق مدیرکل دفتر وی ارتباط گرفته و این پیشنهاد را مطرح کرده است. مدیر اسبق صندوق در تحلیل این اتفاق هشدار داد: «وقتی یک شرکت ساختارش به‌گونه‌ای است که یک نفر حاضر است… پول بدهد تا مدیرعامل آن شود، آخر این سازمان مشخص است. سازمانی ورشکسته، گرفتار و بدبخت که عده‌ای هم عائله‌مند آن هستند… بنابراین کیفیت حکمرانی باید اصلاح شود.» این اظهارات، نشان می‌دهد جذابیت پست‌های مدیریتی نه برای خدمت، بلکه برای دسترسی به منابع مالی کلان است.

بحران ساختاری صندوق‌ها و اتکا به بودجه عمومی
این روایت فردی، با داده‌های کلان بحران صندوق‌ها همخوانی دارد. بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، از ۱۷ صندوق فعال کشور که حدود ۲۸ میلیون نفر را پوشش می‌دهند، اکثریت توان پرداخت تعهدات خود را ندارند و به کمک‌های بودجه عمومی وابسته‌اند. این کمک‌ها به گلوگاه اصلی کسری بودجه تبدیل شده است. حتی صندوق‌های دستگاهی (مانند صداوسیما) که کسری خود را از بودجه دستگاه مادر تأمین می‌کنند، در عمل همان بار مالی را به دولت تحمیل و شفافیت را کاهش می‌دهند.

ارتباط فساد ادعایی با بحران مالی
پیشنهاد رشوه کلان برای یک پست مدیریتی، می‌تواند نشانه‌ای از جریان‌های مالی غیرشفاف و سودجویانه در بنگاه‌های زیرمجموعه این صندوق‌های ورشکسته یا تحت فشار باشد. این امر حل بحران مالی را پیچیده‌تر می‌کند، زیرا ممکن است مدیریت‌ها معطوف به منفعت شخصی یا گروهی به جای نجات صندوق و حفظ حقوق بازنشستگان باشد. بحران، دیگر صرفاً مالی نیست و به بحران حکمرانی و اعتماد تبدیل شده است.

جمع‌بندی: زنگ خطری برای اصلاحات بنیادین
افشای این موضوع، زنگ خطر جدی برای ضرورت بازنگری اساسی در ساختار حکمرانی، نظارت و شفافیت در صندوق‌های بازنشستگی و شرکت‌های تابعه آن‌هاست. تا زمانی که انگیزه‌های قدرتمند برای تصاحب رانت‌جویانه پست‌های مدیریتی وجود دارد، هر طرح نجات مالی ممکن است با شکست مواجه شود. نجات صندوق‌ها نیازمند پاکسازی ساختار مدیریتی و شفافیت حداکثری در کنار تأمین منابع است.

به نظر شما چگونه می‌توان ساختار حکمرانی در صندوق‌های بازنشستگی را اصلاح کرد تا از بروز چنین فسادهایی جلوگیری شود؟ اولویت با شفاف‌سازی مالی است یا تغییر مکانیزم انتخاب مدیران؟ دیدگاه خود را بیان کنید.

اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات