زندگی با ۱۵ میلیون حقوق و گرانی برنج؛ وقتی تخم مرغ جای برنج و گوشت را میگیرد

آیا با ۱۵ میلیون حقوق میشود برنج خرید؟
زندگی با ۱۵ میلیون حقوق در شهری مثل تهران، آن هم بعد از حذف ارز ترجیحی برنج، به معنای خط زدن تدریجی اقلام اساسی از سفره است. کارگری که باید بین اجاره خانه، قبوض، حمل و نقل، درمان و غذای خانواده انتخاب کند، طبیعی است که از جایی به بعد دیگر توان خرید برنج سه میلیونی را ندارد. نتیجه این وضعیت، حذف تدریجی برنج و گوشت و جایگزینی آنها با غذاهای ارزانتر اما کمارزشتر است.
روایت کارگری که میگوید «غذای خانواده ما به تخم مرغ آب پز، تخم مرغ و گوجه یا سیب زمینی محدود شده؛ گوشت که اصلاً نمیخریدیم، حالا برنج هم نمیخریم» تصویر روشنی از فشار معیشتی طبقه کارگر ارائه میدهد. وقتی دستمزد روزانه به کمتر از یک دلار میرسد و هر گرم طلا از حداقل دستمزد هم جلو میزند، تناسبی بین درآمد و هزینههای حداقلی زندگی باقی نمیماند.
بعد از حذف ارز ترجیحی برنج چه اتفاقی افتاد؟
حذف ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی برنج و جایگزینی آن با ارز تالار دوم، عملاً دروازه ورود برنج با دلار ۱۰۷ هزار تومانی را باز کرد. مسئولان میگویند این تصمیم برای «ریشهکن کردن رانت» گرفته شده، اما در عمل یک شوک تورمی جدید به بازاری وارد شده که همین حالا هم گرانی بیش از ۱۰۰ درصدی را در چند ماه اخیر تجربه کرده است.
پیش از این، برنج هندی و پاکستانی در بازه ۶۰ تا ۹۰ هزار تومان عرضه میشد، اما گزارشها از رسیدن قیمت همان برنجها به ۱۴۰، ۱۵۰ و حتی ۱۷۰ هزار تومان حکایت دارد. اگر قیمت وارداتی هر کیلو برنج را فقط ۲ دلار فرض کنیم، با دلار ۱۰۷ هزار تومانی، قیمت هر کیلو برنج خارجی در بازار داخل به راحتی از ۲۰۰ هزار تومان عبور میکند؛ رقمی که برای یک کارگر با حقوق ۱۵ میلیونی، عملاً به معنای حذف برنج از سبد است.
قیمت برنج؛ از جدول تا سفره کارگر
بر اساس قیمتهای اعلامی در ابتدای دی، نه فقط برنج ایرانی، که برنجهای وارداتی هم به سطوح نجومی رسیدهاند. مرور قیمتهای حدودی نشان میدهد که حتی «ارزانترین» برندها هم دیگر کالای در دسترس طبقه کارگر محسوب نمیشوند.
نمونه قیمتهای تقریبی برنج (اوایل دی)
| نوع برنج | وزن کیسه | قیمت تقریبی (تومان) | توضیح |
|---|---|---|---|
| برنج باسماتی خاطره | ۱۰ کیلو | ۱,۸۵۰,۰۰۰ | رشد حدود ۳۵۰ هزار تومانی در ۱۵ روز |
| برنج پاکستانی دیانا | ۱۰ کیلو | ۱,۹۴۰,۰۰۰ | افزایش نسبت به نیمه آذر |
| برنج پاکستانی دانه بلند رویال | ۱۰ کیلو | حدود ۲,۰۰۰,۰۰۰ | نزدیک به ۲ میلیون تومان |
| برنج هندی محسن | ۱۰ کیلو | ۲,۳۰۰,۰۰۰ | بیش از ۲.۳ میلیون تومان |
| برنج ایرانی باکیفیت (هاشمی) | هر کیلو | بیش از ۳۰۰,۰۰۰ | نجومی برای کارگران |
وقتی کمترین قیمت هر کیلو برنج ایرانی بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار تومان و برنجهای خارجی هم در همین حدود یا بالاتر قرار میگیرند، خرید یک کیسه ۱۰ کیلویی برنج برای کارگر ۱۵ میلیونی یعنی پرداخت ۲ تا ۳ میلیون تومان؛ یعنی خرجِ برنج به تنهایی معادل یکپنجم تا یکششم کل حقوق ماهانه.
کالابرگ و واقعیت سفره کارگران
آمارهای طرح کالابرگ نشان میدهد که برنج در صدر اقلام خریداری شده قرار دارد؛ ۴۱ درصد کل اعتبار کالابرگ صرف خرید برنج میشود و بعد از آن حبوبات، گوشت قرمز و تخم مرغ قرار دارند. همین نسبت نشان میدهد که بدون کالابرگ، بخش بزرگی از خانوارهای کارگری حتی توان خرید حداقلی برنج را هم ندارند.
فعالان کارگری میگویند دولت با حذف ارز ترجیحی و رها کردن قیمتها، عملاً برنج و بسیاری از کالاهای اساسی را از سفره مردم حذف کرده و حالا به طرح کالابرگ به عنوان دستاورد افتخار میکند؛ در حالی که با قیمتهای فعلی، حتی با کالابرگ ۳۵۰ هزار تومانی هم نمیتوان بیش از یکی دو کیلو برنج خرید. وقتی هر کیسه برنج حدود ۳ میلیون تومان قیمت دارد، حتی درآمد ۳۰ میلیونی هم تناسب معقولی با هزینهها برقرار نمیکند؛ چه برسد به زندگی با ۱۵ میلیون حقوق.
روایت زندگی با ۱۵ میلیون حقوق؛ از برنج تا تخم مرغ آبپز
کارگر پیمانکاری شهرداری که ماهی حدود ۱۵ میلیون حقوق میگیرد، میگوید خانواده چهار نفرهاش فقط زمانی برنج میخورند که اعتبار کالابرگ اجازه بدهد. به محض اتمام اعتبار، برنج از سفره حذف میشود و جای آن را غذاهای ارزان و تکراری میگیرد: تخم مرغ آبپز، تخم مرغ و گوجه یا سیب زمینی. این خانواده از سالها قبل توان خرید گوشت را تقریبا از دست داده بود و حالا برنج هم به «کالای مناسبتی» تبدیل شده است.
این روایت فقط داستان یک خانواده نیست؛ وضعیت بسیاری از زنان سرپرست خانوار، کارگران فصلی، بازنشستگان، معلمان و حتی گروههای مزدی نسبتاً بالاتر هم تفاوت چندانی ندارد. وقتی درآمد واقعی به شدت کاهش یافته و قیمتها با شتابی بیسابقه بالا میرود، انتخابهای غذایی مردم نه بر اساس سلیقه و سلامت، بلکه صرفاً بر اساس «زنده ماندن با کمترین هزینه ممکن» شکل میگیرد.
خلاصه خبر در یک نگاه
زندگی با ۱۵ میلیون حقوق در شرایط حذف ارز ترجیحی برنج و جهش نرخ دلار به معنای حذف تدریجی برنج، گوشت و بسیاری از اقلام اساسی از سفره کارگران است. قیمت یک کیسه برنج که به حدود ۲ تا ۳ میلیون تومان رسیده، با سطح دستمزد طبقه کارگر هیچ تناسبی ندارد و حتی کالابرگ هم فقط به زحمت چند کیلو برنج را پوشش میدهد. در چنین وضعیتی، غذای خانوادههای کارگری به تخم مرغ، سیب زمینی و اقلام ارزان محدود شده و «زندگی با ۱۵ میلیون حقوق» دیگر حتی کفاف یک تغذیه حداقلی و آبرومند را نمیدهد.
اگر خودتان یا اطرافیانتان با درآمدی در حدود ۱۵ میلیون تومان زندگی میکنید، تجربه شما از خرید برنج و سایر اقلام اساسی چیست؟ آیا مجبور شدهاید برنج، گوشت یا لبنیات را از سبد غذایی حذف یا کم کنید؟
تجربه و نظر خود را در قالب کامنت بنویسید تا تصویری واقعیتر از زندگی با ۱۵ میلیون حقوق ترسیم شود.

