لزوم تغییر رویکرد از حافظهمحوری به پرورش خلاقیت در مدارس

آیا میدانستید که در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان، ۴۰ درصد زمان تحصیل دانشآموزان صرف مباحث پرورشی و تربیتی میشود، اما ما همچنان در مدارس اسمورسمدار به دنبال انبار کردن اطلاعات در ذهن دانشآموزان هستیم؟ این تفاوت رویکرد، چالشهای عمیقی در خلاقیت و خودآگاهی نسل آینده ایجاد کرده است که نیازمند بازنگری اساسی در نظام آموزشی است.
مقایسه رویکرد جهانی و حافظهمحوری در مدارس
عزیزالله بابلی بهمئی، مدرس دانشگاه و دبیر پیشین فوریتهای روانی اجتماعی وزارت آموزش و پرورش، در برنامه «فرهنگسرای گفتوگو» با انتقاد از سیستم فعلی، گفت: دنیای امروز ذهن را مانند چتری میبیند که باید باز و فعال نگه داشته شود. وی با اشاره به جمله معروف آلبرت اینشتین تاکید کرد که بهتر است ذهن برای اندیشیدن استفاده شود نه برای تلنبار کردن اطلاعات.
این کارشناس حوزه تعلیم و تربیت معتقد است که متاسفانه دانشآموزان ایرانی در موقعیتهای اجتماعی نمیتوانند خوب تحلیل، استنتاج، تفسیر و حل مسئله کنند. این ضعف ناشی از تمرکز بیش از حد بر حافظهمحوری و عدم توجه به پرورش قوای روانی است.
اهمیت خودآگاهی و مباحث پرورشی
در نگاه جهانی، تعلیم و تربیت باید به رشد همهجانبه و رشد ادراک فرد از خودش کمک کند. بابلی توضیح داد که کسی که روی احساساتش کار نشود و خودش را نشناسد، نمیتواند خلاقانه با مسائل دستوپنجه نرم کند.
در بسیاری از کشورهای پیشرفته، ۴۰ درصد وقت دانشآموزان صرف مباحث پرورشی میشود. این کار باعث میشود کودک خودش را بشناسد و بپذیرد، که همین امر باعث علاقهمندی او به مفاهیم علمی نیز خواهد شد.
ضعف در هدایت تحصیلی و انتخاب رشته
یکی از نقاط ضعف سیستم آموزشی، شیوه هدایت تحصیلی در پایه نهم است. بابلی با اشاره به اینکه از دانشآموزان فقط خواسته میشود عشق و علاقه خود را بنویسند، گفت: گاهی دانشآموزان همان چیزی را مینویسند که به آنها تلقین شده است.
وی افزود:
– بسیاری از دانشآموزان حتی رشتههای پرطرفدار دانشگاه را انتخاب نکردهاند و تلقین شدهاند.
– دانشآموزان بلد نیستند در مواقع لازم «نه» بگویند.
– خلاقیت یعنی توانایی تحلیل و تصمیمگیری در موقعیتهای مختلف، که اکنون در دانشآموزان دیده نمیشود.
– نیاز به بازنگری در اساسنامه و مدیریت آموزش و پرورش
واقعیت این است که اساسنامه وزارت آموزش و پرورش نیازمند روزآمد شدن است. آخرین ویراست این اساسنامه مربوط به دهه هفتاد خورشیدی است و در آن ۲۵ درصد کفه به سمت پرورش و ۷۵ درصد به دنبال آموزش است.
نظریه سازندهگرا میگوید دانشآموز خود باید علم و دانش خود را بسازد. مدل فعلی کشور نشان میدهد که معلم و کتابهای کمکآموزشی فعال هستند، اما دانشآموز فعال نیست و معدل کتبی کشور پیامی جز غیرفعال بودن دانشآموز ندارد.
راهکارهای خروج از وضعیت فعلی
برای تغییر این وضعیت، نیاز به یک همت ملی و تفویض اختیار در مدیریت وجود دارد. راهکارهای پیشنهادی این کارشناس عبارتند از:
– توجه به ساحتهای مختلف سند تحول مانند ساحت سیاسی، انتقادی، زیستی و بدنی
– تغییر شیوههای تدریس و گزینش معلم
– بازآموزی علمی و ایجاد انگیزه برای معلمان خسته
– همکاری خانوادهها در کنار معلمان و انجام کار تیمی
بابلی تاکید کرد: هرچقدر محتوا غنی باشد، اگر شیوه ارائه غلط باشد، فایدهای ندارد.
خلاصه خبر در یک نگاه
کارشناس حوزه تعلیم و تربیت با بیان اینکه در کشورهای پیشرفته ۴۰ درصد وقت دانشآموزان صرف مباحث پرورشی میشود، از حافظهمحوری و انبار کردن اطلاعات در مدارس ایران انتقاد کرد. وی ضعف در هدایت تحصیلی، عدم خودآگاهی دانشآموزان و نیاز به بازنگری در اساسنامه قدیمی آموزش و پرورش را از چالشهای اصلی دانست و بر لزوم تغییر شیوههای تدریس و توجه به معلم تاکید کرد.
نوبت شماست
آیا با دیدگاه کارشناس مبنی بر کاهش تمرکز بر حافظه و افزایش مباحث پرورشی موافقید؟ فکر میکنید اصلیترین مانع خلاقیت در مدارس ایران چیست؟ نظرات و تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

